تبلیغات

پشتیبانی

تصویر ثابت

ღ♥For ever♥ღ - مطالب امیرعلی
ღ♥For ever♥ღ
ღ♥بهترین عکسها و آهنگها را از ما بخواهید♥ღ,, خوش آمدید,, ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید
img img img
درباره سایت
مشاهده مطالب سایت

درباره سایت

درباره ما

سلام
خوبید همگی؟
خیلی سرم شلوغه
اما سعی میکنم
هر روز آپ کنم
بهم سر بزن
نظر هم بده
اگه سر زدی و نظر دادی
منم قول میدم
بهت سر بزنم
و نظر هم بدم
❤❤❤❤❤❤❤❤
همه ی عکسایی که
تو سایت قرار داده میشه
کار دست خودمه و
براش زحمت کشیده شده
کپی کن نوش جونت
اما فقط
اون لینک منو گوشه ی عکس
حذف نکن دمت گرم
اینجوری خیلی بهتره هم برا من
هم برا خودت
وگرنه قابلیت کپی کردن و راست کلیک رو
میبندم اونوقت دیگه کار خودت سخت میشه
❤❤❤❤❤❤❤❤
میـــــرم تا با بستـــن پــــــلکام
اون صورت پاکت بهم لبخند نزنه
میــــ ـرم تــ ـا تــو سـ ـکـوتـ ــــم
صـ ـدات تــو گـ ــوشـم نـپـیـچـــ ـه
میرم تا انبوه گلای رز تو گلدون اتاقم
لــمس دسـتاتـو برام یـاد آوری نــکـنن
خــــداحـــ ـافــــظ
❤برای همیشه❤
تا ابد....
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
دوستانی که تو لینکدونی تقاضای تبادل لینک میدن لینکاشون فقط و فقط یه هفته رو وب میمونه بعد حذف میشه :D:D:D
❤❤❤❤❤❤❤❤❤
خبرخوان 724
www.ir724.ir
مدیر سایت
    
img img img
سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
‐ حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
‐ دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
‐ مترلینگ

پیوندها، روزانه ها و ...

امکانات سایت

مطالب سایت

سی ام آذر 93  ساعت 19:50
این چه احساسیه که من و تو مثل همیم
                  از همه دنیا جدا نه زیادیم نه کمیم

دارم حست میکنم لحظه لحظه با منی

                  تو تموم لحظه هام تو هوا پر میزنی

دارم حست میکنم توی بیداری و خواب

                  دل واسه تو میزنه با یه دنیا تب و تاب

این چه احساسیه که بی تو اروم ندارم

                  تا تو وقتی با منی باز تو رو کم میارم

دارم حست میکنم خیلی نزدیکی به من

                  خودتو نشون بده عاشقونه حرف بزن

دارم حست میکنم مثل روزهای قدیم

                  هنوزم کوچه عشقو حالا تو خوب بلدی 

این چه احساسیه که بی تو اروم ندارم

                  حتی وقتی با منی باز تو رو کم میارم

این چه احساسیه که واسه من مقدسی

                  تا دلم تو رو میخواد تو به دادم میرسی

تو رو حست میکنم لحظه لحظه با منی

                  تو تموم لحظه هام تو هوا پر میزنی

                        دارم حست میکنم ......
سی ام آذر 93  ساعت 18:48
می دونم دوسم نداری               دیگه پیشم نمی مونی

بزار تا بهت بگم که                     یه چیزایی نمی دونی

تو واسم عزیز جون بودی             توی رگهام مثل خون بودی

                    کاشکی با من مهربون بودی

به یاد تو بودم حتی وقتی             تو به یاد من نبودی حتی

وقتی دلمو شکوندی حتی                 وقتی رفتی و نموندی

به یاد تو بودم حتی وقتی            تو با غریبه نشستی حتی

وقتی تو نامه نوشتی                عاشق یه کس دیگه ای هستی

اشک چشمامو ندیدی                رفتی از من دل بریدی

من برای تو میمردم                   کاشکی گریمو میدیدی

تو واسم عزیز جون بودی            توی رگهام مثل خون بودی

               کاشکی با من مهربون بودی

به یاد تو بودم حتی وقتی              تو به یاد من نبودی حتی

وقتی دلمو شکوندی حتی               وقتی رفتی و نموندی

به یاد تو بودم حتی وقتی               تو با غریبه نشستی حتی

وقتی تو نامه نوشتی                   عاشق یه کس دیگه ای هستی 
سی ام آذر 93  ساعت 17:46
دوست دارم چون دلمو نمیشکنی تو
بیشتر از خودم فکر منی تو

دوست دارم چون همیشه کنارمی تو

خسته که باشم بی قرارمی تو

به خاطره دلت که دریاست

چشمهایی که تموم دنیاست

همیشه از خودت گذشتی

به خاطره همین که هستی دوست دارم

                          دوست دارم

 تو واسه من نفسی     نیست مثل تو کسی

مثل ستاره رو زمینی

تو خوب و مهربونی     تو قدرمو میدونی

توی دنیا بهترینی

تو پاک و مهربونی    تو قدرمو میدونی

همین که حتی بهترینی

دوست دارم چون تکیه گاهمی تو

تو گریه هام همیشه پناهمی تو

        دوست دارم

دوست دارم چون تو شبام ستارمی تو

همه میگن نیمه گمشدمی تو

به خاطره دلت که دریاست

چشمهایی که تموم دنیاست

همیشه از خودت گذشتی

به خاطره همین که هستی دوست دارم

                     دوست دارم
بیست و نهم آذر 93  ساعت 22:21

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.

 

در آن روزها....


بقیه در ادامه‌ی مطلب
بیست و نهم آذر 93  ساعت 21:20
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر
پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

بیست و نهم آذر 93  ساعت 20:18

پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!
دختر: توباز گفتی ضعیفه؟
پسر: خب… منزل بگم چطوره؟
دختر: وااااای… از دست تو!
پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟
دختر:اه…اصلاباهات قهرم.

بقیه در ادامه‌ی مطلب
بیست و نهم آذر 93  ساعت 19:15
وای از دســـت این تنهایـــــی

 وای از دســـت این دل بــهانــه گـــیر

وای از دســـت این لــحـظه های نـفســـگیــــر

ای خدااا بیـا و دستــهای ســردم را بگـیر

خسته ام خستــه!!

بقیه در ادامه ی مطلب
بیست و نهم آذر 93  ساعت 18:16
دیشب نشستم گریه كردم ...

 واسه دل خودم ... واسه دل تو ...

 واسه غصه ی پاییز ... واسه تنهایی میخك توی دفتر شعرم ...

 واسه سربلندی كاج تو زمستون ... واسه پروانه كه سوخت ...

واسه شمعی كه آب شد تا از قطره هاش یاد بگیرند كه 

سوختن یك طرفه هم میتونه باشه

بیست و هشتم آذر 93  ساعت 20:14
چه شبهایی آرزو کردم تنها نمانم



چه شبهایی از ترس تنهایی سر روی بالش نگداشتم



فکر آنکه لحظه ای نباشی دیوانه ام میکرد...



حتی فکرش هم افکارم را پریشان میکرد..



بغض گلویم را میگرفت و اجازه تنفس نمیداد



میترسیدم از تقدیر.....



گمان میکردم بعد از تو زنده نمانم



اما ساده عادت کرده ام به نبودنت.....



ساده همان وقت دلم را باتو خاک کردم...



ساده مث تو فراموش شدم در کنج حرفهای دیگران...
بیست و هشتم آذر 93  ساعت 20:06

” قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و …



این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند.

توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم .

چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد . تصویری خیالی از آن مرد رویاهایم در گوشه ای از ذهنم حک کرده بودم ، همچون عکسی همه جا همراهم بود.


بقیه در ادامه ی مطلب
img